تبليغاتX
کبوتر با کبوتر^×^باز با باز

کبوتر با کبوتر^×^باز با باز

عهدی که با تو بستم هرگز شکستنی نیست

حضرت فاطمه (س)

اسم آن مخدرّه فاطمه است و براي آن بزرگوار هشت لقب ذكر كرده اند: صديقه، راضيه، مرضيه، زهرا، بتول، عذرا، مباركه، و طاهره. از بعضي روايات استفاده ميشود كه زكيّه و محدّثه از القاب آن مخدره است و كنيه او ام ابيها است. 

عمر آن بزرگوار تقريباً هجده سال است. در روز جمعه بيستم جمادي الثاني سال پنجم بعثت به دنيا آمد و سال يازدهم از هجرت، سوم جمادي الثاني به دست گردانندگان سقيفة بني ساعده شهيد شد.

شخصيت حضرت زهرا را با اين بحث كوتاه نمي توان معرفي كرد و آنچه را در اينجا آورده مي شود قطره اي از درياي فضيلت آن صديقة شهيده است.

شخصيت اسلامي از دو راه يافت مي شود: از راه نسب و از راه حسب و فضايل نفساني. شخصيت نسبي كه اسلام آن را پذيرفته است تحت تأثير عوامل مختلفي است. قانون وراثت، تغذيه از راه مشروع، تأثير محيط، تأثير همسر و رفيق، اولاد صالح و غيره در تشكيل چنين شخصيّتي نقش دارند. زهرا سلام الله عليها از نظر قانون وراثت، پدري چون رسول گرامي دارد كه به گفتة‌ سعدي همة مراتب انسانيت را به كمالاتش پيموده است. همة تاريكيها به جمالش روشن شده است و همة صفات او در انتهاي خوبي است .

                                بلغ العلي بكماله                       كشف الدّجي بجماله

حسنت جميع خصاله                 صلّوا عليه و آله

مادري چون خديجه دارد كه بايد گفت اسلام مرهون زحمات آن بزرگوار است. مادري كه سه سال مسلمانان محصور در شعب ابي طالب را اداره كرد و همة‌ اموال خود را در اين راه خرج كرد. مادري كه چندين سال در مكه با آن مصيبتهاي كمرشكن ساخت، و دوش بدوش رسول اكرم، اسلام را ياري فرمود و در اين راه سنگها به بدن مباركش فرود آمد، بي حرمتيها به او وارد شد ، شماتتها در اين راه ديد و هرچه اين اتفاقات بيشتر مي شد صبر واستقامت او زيادتر مي گشت.

و اما از نظر قانون تأثير غذا. مورخين نوشته اند كه وقتي ارادة حق تعالي به خلقت زهرا سلام الله عليها تعلق گرفت پيامبر گرامي مأمور شدكه چهل شبانه روز دركوه حرا به رياضت ديني پردازد.

حضرت خديجه در خانه خود از مرد م گوشه گرفته و به عبادت مشغول بود و پيامبر گرامي در كوه حرا. پس از آن مدّت فرمان آمد كه پيامبر به خانه باز گردد. از عالم ملكوت براي آنان غذا آوردند. سپس نور زهرا به حضرت خديجه منتقل شد.

از نظر تأثير محيط، زهرا علاوه بر آنكه در دامن زن فداكار، با گذشت و با استقامت، و در دامن پدري چون پيامبر گرامي پرورش يافت. محيط زندگي او محيط پر تلاطمي بود. مكه با آن مصيبتها و حوادث ناگوار، محيط پرورش او بود. در شعب ابي طالب با آن حوادثي زندگي كرد كه امير المؤمنين در نهج البلاغه آنجا را براي معاويه چنين توصيف مي كند:

»شما ما را سه سال در ميان آفتاب زنداني كرديد بطوري كه بچه هاي ما ا زگرسنگي و تشنگي مردند. بزرگان ما پوست گذاردند، صداي آه و نالة زنها و بچه ها بلند بود…« روشن است بچه اي در اين چنين محيطي پرورش يابد مخصوصاً‌ اگر مربّيي چون پيامبر گرامي داشته باشد، استقامت او، صبر او و سعة صدر او زياد خواهد بود.

ناز پرورد تنعّم نبرد راه به دوست                       عاشقي شيوة رندان بلاكش شد

زهرا سلام الله عليها از نظر همسر و مصاحب، و از نظر اولاد صالح نيز فوق العاه است. شوهر چون امير المؤمنين دارد كه بيش از سيصد آيه از قرآن شريف دربارة‌ او نازل شده. شوهري كه از نظر تاريخ قطعي است كه اسلام مرهون او است. شوهر كه به اقرار خود اهل تسنن، عمر بيش از هفتاد مرتبه در مواقع مختلفه گفته لولا عليّ لهلك عمر. فرزنداني چون حسن، حسين، زينب وكلثوم داردكه اگر نبودند، قطعاً اسلام نبود و به گفته امام حسين وعلي الاسلام السّلام.

زهرا از نظر فرزند ام الائمه است، سرّ مستودع است، ما در عصارة عالم خلقت، حضرت بقيّة الله عجل الله تعالي فرجه الشريف است.

و اما از نظر فضايل انسانيت، چه مي توان گفت در حق كسي كه پيامبر گرامي (ص) كراراً در باره اش فرموده است: انّ الله اصطفيك و طهرك واصطفيك علي نساء العالمين.

همانا خداوند تو را برگزيده و پاكيزه و معصوم گردانيده و تو را بر همة زنها رجحان داده است.«

اگر براي فضيلت زهرا چيزي جز سورة كوثر نبود، زهرا بس بودكه بگويد نزد خداوند افضل و برتر از عالميانم.

انا اعطيناك الكوثر فصلّ لربّك والنحر انّ شانئك هوالابتر[1].

»همانا كوثر را بر تو ارزاني داشتيم، پس براي پروردگارت نماز گزار و قرباني كن، به درستي كه بدخواه تو دنباله بريده است.«

زهرا از نظر ايمان راضيه و مرضيه است.

يا ايّتها النّفس المطمئنّه ارجعي الي ربك راضيّةً مرضيّة فادخلي في عبادي وادخلي جنّتي.

»اي نفس مطمئنه ـ كه به مقام شهود رسيده اي ـ بيا به سوي پروردگارت خشنود شده، و داخل در زمرة بندگان من شو داخل شو در بهشت من.«

ما بايد بدانيم كه القاب چهارده معصوم، كنيه هاي آنان و اسماء آنان بي سبب نيست. همة آنها سرّ دارد. معني ندارد زهرا صديقه، زكيه، طاهره، محدثه و نباشد و به اين گونه لقبها متصف شود. اگر جبرييل نيايد  با او محادثه نكند و به او محدّثه بگويند دروغ است تعالي الله عمّا يقول غير العارفين في حقّهم. ومعني ندارد كسي كه محدّثه باشد و ايمانش به مرتبة شهودنرسيده  باشد

*زهرا ازنظرعلم داراي مصحف است.

از نظر روايات، كتابهايي نزد ائمة طاهرين است كه از جملة آن كتابها مصحف فاطمه(ع) است.

اين كتاب را ائمه  به آن افتخار مي كرده اند و مي گفتند: علم ما كان ما يكون و ما هو كائن در آن است؛ و به خطّ امير المؤمنين و املاي حضرت زهرا سلام الله عليهما مي باشد.

زهرا از نظر زهد

شبي كه زهرا به خانة امير المؤمنين مي رفت، امير المؤمنين فرش خانه اش را از شن تهيه كرد و رسول اكرم جهازيه اي براي زهرا(ع) تهيه فرمود كه همة آن جهازيه شصت و سه درهم مي شد.

جهازيه عبارت بود از:1ـ عبا 2ـ مقنعه 3ـ پيراهن 4ـ حصير5ـ پرده6ـ لحاف 7ـ دستك 8ـ بالش 9ـ آفتابه 10ـ آب خوري 11ـ كوزه 12ـ كاسه 13ـ آسياي دستي 14ـ مشك 15ـ حوله 16ـ پوست گوسفند. پيامبر گرامي چون جهازيه را ديد از چشمان مباركش اشك جاري شد و فرمود:«خدايا اين جهازيه را كه غالب آن از گل است مبارك كن.»

زهرا به خانة شوهر مي رود و در وسط راه پيراهني را كه از جملة جهازية‌ او است به فقير مي دهد با همان پيراهن كهنه اي كه داشت به خانة‌ امير المؤمنين رهسپار مي شود.

شب عروسي پايان گرفت و صبح، پيامبر گرامي براي ديدن زهرا آمد و هديه آورد. هدية پيامبر گرامي اين بود:

علي فاطمة خدمة مادون الباب و علي خدمة ما خلفه.

كارهاي داخل خانه برا ي فاطمه است و كارهاي خارج از خانه براي علي.»

زهرا از اين هديه، از اين تقسيم كار به قدري خوشنود شد كه فرمود:

ما يعلم الاّ الله ما داخلني من السّرور.

جز خداوند كسي نمي داند كه از اين تقسيم كار چقدر خوشنودم.

عبادت زهرا 

در روايات آمده است كه زهرا به قدري روي پا ايستاد و عبادت كرد كه پاهاي او متورم شد. حضرت حسن عليه السلام مي گويد، مادرم از او ل شب تا صبح عبادت مي كرد و هر گاه از نماز فازغ مي شد به ديگران دعا مي كرد. از او پرسيدم كه چرا به ما دعا نكرديد؟ فرمود: عزيز من اول ديگران، سپس ما ـ الجارثمّ الدّار.

تسبيح حضرت زهرا بسيار با فضيلت است. امام صادق فرموده: «تسبيح جده ام زهرا نزد من از هزار ركعت نماز بهتر است.» مي گويند: زهرا براي كمك، خادمه اي لازم داشت و گرفتن خادم و خادمه در آن زمان رايج و بلكه لازم بود چون زهرا(ع) بر رسول الله وارد شد قبل از آنكه در اين مورد چيزي بگويد، پيامبر فرمود: زهرا جان مي خواهي چيزي به تو ياد دهم كه بهتر از دنيا و آنچه در آن است باشد؟ و تسبيح مشهور را به او ياد داد.

زهرا سلام الله عليها با خوشحالي تمام به خانه بازگشت و به اميرالمؤمنين عرض كرد با دعايي كه از پدرم صلوات الله عليه گرفته ام خير دنيا نصيب من شده است.

سخاوت و ايثار زهرا

مفسرين شيعه و سني اتفاق دارند كه روزي زهرا(ع) با اطرافيانش روزه بودند در هنگام افطار فقيري رسيد و ازآنها چيزي خواست. زهرا و پدرش و شوهرش و بچه هايش و خادمه اش افطار خود را به آن گدا دادند. زهرا براي افطار روز بعد ناني تهيه كرد يتيمي آمد زهرا نانرا به يتيم داد. در مرتبه سوم ناني تهيه نمود، اسيري آمد و افطار خود را به او داد و بالاخره هر سه شب را بدون افطار صبح كرد و آية شريفه نازل شد: و يطعمون الطّعام علي حبّه مسكينا و يتيما و اسيرا. انّما نطّعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاء ولا شكورا!

«و اطعام كردند طعامي را كه دوست داشتند به مسكين و يتيم و اسير. جز اين نيست كه اين كار را فقط براي خدا مي كنيم و از شما جز او سپاسي نمي خواهيم.»

در خاتمه به تفسير كنيه و اسم ايشان مي پردازيم.

براي القاب زهرا، تفسيرها، تأويلها و گفتگوها چندان است كه در اين نوشته مجال بازگو كردن همة آن نيست فقط به طور فشرده به تفسير كنيه و اسم ايشان مي پردازيم.

زهرا را ام ابيها گفته اند و اين كنيه كه افتخاري براي آن حضرت است، پيامبر گرامي به ايشان داده است. ام ابيها به معناي، »مادر پدرش« يعني زهرا مادر پدر خويش است . اين كنيه معاني مختلفي دارد اما بهترين معني همان است كه پيامبر(ص) به اين كنيه داد يعني زهرا علّت غايي جهان هستي است. رواياتي نيز نقل شده است كه زهرا علت غايي جهان هستي است و اگر كسي ادعا كند كه واسطة فيض عالم هستي نيز هست ادعاي او بدون دليل و به گزاف نيست.

و اما فاطمه، فاطمه را فاطمه گفته اند  و اين تسميه اسراري دارد و همة‌ آن اسرار از روايات بهره‌مند است.

1ـ سميّت فاطمة‌ فاطمة لانّها فطمت الشّر.

فاطمه فاطمه ناميده شده است چرا كه از شر بريده و جدا است.

اين جمله اشاره به عصمت زهرا سلام الله عليها است زيرا مسلّماً او معصومه است، و آيه »انّما يريد الله ليذهب عنكم الرّجس اهل البيت و يطهّركم تطهيرا«. دربارة‌ او است.

2ـ سميّت فاطمة لانّها فطمت من الطّمث.

فاطمه را فاطمه گفتند زيرا بريده است از خوني كه زنها مي بينند.اين تفسير اشاره به طهارت ظاهري زهرا(ع) است. زيرا از نظر روايات، چنانچه زهرا مطهّره بود از نظر معني، طاهره بود از خون حيض، نفاس و استحاضه.

3ـ سميّت فاطمة فاطمة لانّها فطمت عن الخلق.

فاطمه را فاطمه گفتند براي اينكه بريده شده بود از خلق.

اين تفسير اشاره به مقام فنا و لقاي زهراي مرضيه است كسي كه در دل او هيچ كسي جز خدا نبود دل او فقط مشغول به خدا است.

4ـ سميّت فاطمة‌ فاطمة لانّ الخلق فطموا عن كنه معرفتها.

فاطمه فاطمه نام گرفت زيرا مردم از معرفت او بريده شده اند و قدرت بر شناخت حقيقت او ندارند. و اين تفسير اشاره به همان مقامي دارد كه به واسطه آن مقام، ام ابيها ناميده شده است.

5ـ سميّت فاطمة فاطمة لانّها فطمت شيعتها عن النّار.

فاطمه را فاطمه گفتند چون شيعيان خود را ازآتش مي رهاند و نجات مي دهد اين تفسير  اشاره به شفاعت او است.

سميّت فاطمة فاطمة‌ لانّ اعدائها فطموا عن حبّها.

فاطمه را فاطمه گفتند چون دشمنان او بريده مي شوند از محبت او. و روشن است كسي كه محبت اهل بيت را ندارد به رو در آتش انداخته مي شود.

در حق فاطمه چه مي توان گفت كه پيامبر گرامي چون بر زهرا وارد مي شد يا زهرا بر او وارد مي شد، چهره زهرا، سينة زهرا، دست زهرا را مي بوسيد، او را استقبال مي كرد و به جاي خود مي نشانيد و مي فرمود: من بوي بهشت را از سينة زهرا استشمام مي كنم. ولي همين زهرا به قدري براي ديگران متواضع است كه وقتي اميرالمؤمنين از او اجازه مي خواهد كه كساني بر خانه زهرا وارد شوند، زهرا با آنكه از اين ملاقات سخت بيزار است، امّا چون علي مي خواهد، آن بانوي متواضع در مقابل شوهر مي گويد: خانه، خانة تو و من هم كنيز تو هستم.

زني مي آيد و از زهرا مسئله اي سؤال مي كند اما چون بيماري فراموشي دارد، ده بار بر مي گردد و مسئله را سؤال مي كند. در بار دهم از زهرا عذر خواهي مي كند و زهرا در جواب مي فرماي : »در هر بار، پروردگار عالم به من پاداشهاي زيادي عنايت مي كند، پس تكرار سؤال تو عذر ندارد.«

زهرا سلام الله عليها وقتي پدر بزرگوارش فضة خادمه را به او داد به دستور پدر كارهاي خانه را قمست كرد: يك روز زهرا كارها را انجام مي داد و روز ديگر نوبت فضّه بود.

نبايد فراموش شود و بانوان بايد بدانند كه زهرا و همة اهل بيت، سر مشق زندگي ما هستند، همه بايد از پيامبر گرامي و خاندان او سرمشق بگيرند. قرآن چنين دستور مي دهد.

لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة‌ لمن كان يرجوالله واليوم الآخر.[2].

به تحقيق كه رسول خدا سرمشق است براي كساني كه اميد به خدا و روز جزا دارند.

ما اگر سعادت دو جهان را بخواهيم بايد پيرو رسول اكرم و اهل بيت گرامي او باشيم. بانوان اسلامي وقتي به سعادت مي رسند كه د رعفّت، ايثار، فداكاري، مردم داري، شوهر داري، خانه داري و تربيت اولاد، پيرو زهرا سلام الله عليها باشند.

صاحب وسايل الشيعه در جلد دوم وسايل، قضيه اي از زهرا نقل مي كند كه همه مخصوصاً بانوان اسلام بايد به آن توجه داشته باشند.

مضمون همة روايات چنين است: فضة‌خادمه در روزهاي آخر عمر زهرا او را مهموم و مغموم يافت علّت را پرسيد: زهرا گفت: »چون جنازة مرا بلند مي كنند حجم بدن من نمايان است و نامحرم حجم بدن مرا مي بيند.« فضه مي گويد شكل عماري را براي زهرا رسم كردم و گفتم در عجم رسم است افراد با شخصيت را در عماري بگذارند. همه مي دانيم كه وصيّت مؤكّد كرد كه اميرالمؤمنين او را شب غسل دهد و كفن و دفن كند و كسي را هم خبر نكند.

 



[1] . فجر، آيات 27تا 30. 89/27تا 30.

[2] . احزاب، آيه 21.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 7 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

حضرت زهرا(س) اسوه و الگوي جهانيان است

 
قاسم شجاعي: حضرت زهرا(س) اسوه و الگوي جهانيان است
 
 

گروه مذهبي: يكي از وعاظ شهير تهران گفت: عزاداري حضرت زهرا(س) محملي براي يافتن راه صحيح زندگي است كه با توجه به برگزاري مراسم سوگواري ايشان در دو نوبت، مردم مي‌توانند بيشتر به ابعاد وجودي و خصوصيات عالي و عميق ايشان را درك كنند.

حجت‌الاسلام سيد قاسم شجاعي، يكي از وعاظ شهير تهران در گفتگو با خبرنگار شبستان گفت: وعاظ و منبريها با طرح مسائل عالي اخلاقي حضرت زهرا(س) در مجالس عزداراري مي‌توانند از فرصت‌ها استفاده كرده و مردم را با مراتب عالي و زندگي اهل بيت كه سراسر، اسوه و الگوي تعقل و تفكر و فطرت است، آشنا سازند.

حجت‌الاسلام شجاعي افزود: در معرفي ويژگيهاي ملموس حضرت زهرا(س) تا به امروز موفق نبوده‌ايم كه اين بزرگترين نقص تبليغي است كه در طول زمان از سوي نويسندگان و گويندگان صورت گرفته است.

وي تصريح كرد: وعاظ موظف هستند ابعاد وجودي حضرت زهرا(س) را با تفاسير عالي و تعميق و مطابق با اسناد و مدارك براي مردم بيان كنند تا الگوهايي جون حضرت زهرا(س) در جامعه بيشتر مطرح شوند.

اين واعظ شهير گفت: در خصوص شهادت حضرت زهرا(س) دو روايت وجود دارد كه عده‌اي از علما و شخصيت‌هاي بزرگ معقتد به شهادت آن حضرت 75 روز پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) هستند، عده‌اي ديگر از علماي بزرگ نيز به 95 روز اعتقاد دارد كه اين روايات نه تنها عامل تفرقه نيست بلكه عاملي براي توجه بيشتر مسلمين در طول اين مدت به حضرت زهرا(س) مي‌شود.

وي هدف از تشكيل هيات‌هاي مذهبي را توجه به حقايق زندگي اهل بيت عنوان كرد و افزود: حضرت زهرا(س) رهبر و اسوه تمام زنان عالم است كه در مراسم عزاداري بايد از پرداختن به مسائل احساسي دوري كرد و بيشتر به ابعاد زندگي حضرت زهرا(س) بايدتوجه شود.


+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 6 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

فاطمه فاطمه است

فاطمه نه دختر محمد و نه همسر علي است، فاطمه فاطمه است
 
 

   
.

گروه مذهبي: بيش از هزار و هفتصد سال است كه همه در وصف مريم سخنها گفته اند اما اين يك كلمه كه مريم مادر عيسي است نتوانسته است عظمت او را بيان كند و در مورد دختر پيامبر اسلام تنها مي توان گفت كه فاطمه فاطمه است.


لحظه اى سكوت نمود، خستگى يك عمر رنج را ناگهان در جانش احساس كرد، گوئى با هريك از اين كلمات، كه از عمق جانش كنده مى شد قطعه اى از هستى اش را از دست داده است.
درمانده و بيچاره بر جا ماند، نمى دانست چه كند، بماند؟ باز گردد؟ چگونه فاطمه را اينجا، تنها بگذارد، چگونه تنها به خانه برگردد؟ شهر، گوئى ديوى است كه در ظلمت زشت شب كمين كرده است، با هزاران توطئه و خيانت و بيشرمى انتظار او را مى كشد.
و چگونه بماند؟ كودكان؟ مردم؟ حقيقت؟ مسئوليت هائى كه تنها چشم براه اويند و رسالت سنگينى كه بر آن پيمان بسته است؟
درد چندان سهمگين است كه روح تواناى او را بيچاره كرده است. نمى تواند تصميم بگيرد، ترديد جانش را آزار مى دهد، برود؟ بماند؟
احساس مى كند كه از هر دو كار عاجز است، نمى داند كه چه خواهد كرد؟ به فاطمه توضيح مى دهد:
''اگر از پيش تو بروم، نه از آن رو است كه از ماندن نزد تو ملول گشته ام، و اگر همينجا ماندم، نه از آنروست كه به وعده اى كه خدا به مردم صبور داده است بدگمان شده ام ''.
آنگاه برخاست، ايستاد، به خانه پيغمبر رو كرد، با حالتى كه در احساس نمى گنجيد، گوئى مى خواست به او مى گويد كه اين ''وديعه عزيز'' را كه به من سپردى، اكنون به سوى تو باز مى گردانم. سخنش را بشنو. از او بخواه، به اصرار بخواه تا برايت همه چيز را بگويد، تا آنچه را پس از تو ديد يكايك برايت برشمارد.
فاطمه اين چنين زيست و اين چنين مرد و پس از مرگش زندگى ديگرى را در تاريخ آغاز كرد. در چهره همه ستمديدگان كه بعدها در تاريخ اسلام بسيار شدند هاله اى از فاطمه پيدا بود. غصب شدگان، پايمال شدگان و همه قربانيان زور و فريب نام فاطمه را شعار خويش داشتند. ياد فاطمه، با عشق ها آزادى و عدالت مى جنگيدند، در توالى قرون، پرورش مى يافت و در زير تازيانه هاى بيرحم و خونين خلافت هاى جور و حكومت هاى بيداد وغصب، رشد مى يافت و همه دلهاى مجروح را لبريز مى ساخت.
اين است كه همه جا در تاريخ ملت هاى مسلمان و توده هاى محروم در امت اسلامى، فاطمه منبع الهام آزادى و حق خواهى و عدالت طلبى و مبارزه با ستم و قساوت و تبعيض بوده است.
از شخصيت فاطمه سخن گفتن بسيار دشوار است، فاطمه يك ''زن'' بود، آنچنان كه اسلام مى خواهد كه زن باشد. تصوير سيماى اورا پيامبر، خود رسم كرده بود و او را در كوره هاى سختى و فقر و مبارزه و آموزش هاى عميق و شگفت انسانى خويش پرورده و ناب ساخته بود.
وى در همه ابعاد گوناگون ''زن بودن '' نمونه شده بود.
مظهر يك ''دختر''، در برابر پدرش.
مظهر يك ''همسر''، در برابر شويش.
مظهر يك ''مادر''، در برابر فرزندانش.
مظهر يك ''زن مبارز و مسئول''، در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش.
وى خود يك ''امام'' است. يعنى يك نمونه مثالى، يك تيپ ايده آل براى، يك ''اسوه'' يك ''شاهد'' براى هر زنى كه مى خواهد ''شدن خويش'' را خود انتخاب كند.
او با طفوليت شگفتش، با مبارزه مدامش در دو جبهه خارجى و داخلى در خانه پدرش، خانه همسرش، در جامعه اش،در انديشه و رفتار و زندگيش، ''چگونه بودن'' را به زن پاسخ مى داد.
نمى دانم از او چه بگويم ؟ چگونه بگويم؟
خواستم از ''بوسوئه'' تقليد كنم، خطيب نامور فرانسه كه روزى در مجلسى با حضور لوئى، از ''مريم'' سخن مى گفت. گفت، هزار و هفتصد سال است كه همه سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده اند. هزار و هفتصد سال است كه همه فيلسوفان و متفكران ملت ها در شرق و غرب، ارزشهاى مريم را بيان كرده اند.
هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان، در ستايش مريم همه ذوق و قدت خلاقه شان را بكار گرفته اند. هزار وهفتصد سال است كه همه هنرمندان، چهره نگاران، پيكره سازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندى هاى اعجازگر كرده اند. اما مجموعه گفته ها و انديشه ها و كوششها و هنرمنديهاى همه در طول اين قرنهاى بسيار، به اندازه اين يك كلمه نتوانسته اند عظمت هاى مريم را باز گويند كه:
''مريم مادر عيسى است''.
و من خواستم با چنين شيوه اى از فاطمه بگويم، باز درماندم:
خواستم بگويم:
فاطمه دختر خديجه بزرگ است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه دختر محمد(ص) است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه همسر على است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه مادر حسنين است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم كه فاطمه نيست.
نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
فاطمه، فاطمه است.

برگرفته از كتاب فاطمه فاطمه است/دكتر شريعتي

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 6 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

تو اين هفته ميخوام از حضرت زهرا(س) واستون بنويسم

حجت‌الاسلام فرحزاد: خطبه هاي حضرت زهرا(س) درد دل‌هاي ايشان است كه بايد روي منابر بيان شود
 
 

   
.

گروه مذهبي: استاد حوزه و دانشگاه گفت: قصايد و مقالات زيادي در رابطه با حضرت زهرا(س) نوشته شده است كه شاخصه‌هاي رفتاري و اجتماعي آن حضرت را در كنار مظلوميت ايشان با تضمين قرآني بيان كرده است.


حجت‌الاسلام فرحزاد، استاد حوزه علميه قم در گفتگو با خبرنگار شبستان گفت: بيان فضايل حضرت زهرا(س) در مراسم سوگواري ايشان از منابع اهل سنت را روشي براي جلوگيري از تفرقه دانست و گفت: در برگزاري اين مراسمات شكي نيست چرا كه حضرت فاطمه سوم شخص عالم امكان بعد از پيامبر و حضرت علي(ع) است و در روايات زيادي بر بزرگداشت اين بانوي گرامي تاكيد شده است.

وي با اشاره به اينكه منبع بيان بسياري از فضايل آن حضرت در كتب اهل سنت است، اظهار داشت: علاوه بر منابع اهل سنت قرآن نيز كه مورد اجماع همه فرق مسلمان است در سوره‌هايي چون دهر، كوثر، احزاب و بسياري ديگر از آيات قرآن كه در مورد شخص حضرت زهرا(س) مي‌باشد مي‌تواند بذر محبت و معرفت ايشان را در دلهاي مردم بيافشاند.

اين استاد اخلاق با توصيه به خطبا و وعاظ نسبت به مواظبت ايشان از طرح مسايل تفرقه‌انگيز گفت: برادران اهل سنت نيز به دليل علاقه‌اي كه به حضرت زهرا(س) دارند در بسياري از مجالس آن حضرت شركت مي‌كنند كه بايد مسئله شهادت و خطبه‌هاي آن حضرت را با استدلال و منطق بيان كنيم زيرا مسئله خلافت، رهبري و امامت مسئله بسيار مهمي است.

حجت‌الاسلام فرحزاد با تاكيد بر اينكه خطبه‌هاي حضرت زهرا (س) درد دلهاي آن حضرت است، خاطرنشان كرد: بايد خطبا و تريبون منابر افشا كننده اين درد دلها و بيان تاريخ باشند و اين سوال را همواره مطرح كنند كه چرا پس 70 روز كه از واقعه غدير گذشته بود و مردم با حضرت علي(ع) به عنوان خليفه بعد از پيامبر(ص) بيعت كرده بودند، پس از رحلت پيامبر(ص) همه چيز فراموش شد، بايد بگويند حضرت زهرا از چه چيز دفاع مي‌كرده است.

وي با ذكر چند نمونه از استدلال‌هايي در خصوص حقانيت آن حضرت تصريح كرد: علامه اميني در كتاب الغدير بدون اهانت و لعن و برخورد احساسي توانسته است با روايات اهل سنت حقانيت شيعه را اثبات كند، ما نيز بايد با دوري از بيان روضه‌ها و صحبت‌هايي كه تنش‌زا مي‌باشد اين موضوع را اثبات كنيم همانطور كه حضرت امير در جنگ صفين با انتقاد از كساني كه به معاويه فحش مي‌دادند، آنها را از اين كار نهي مي‌كرد و به انتقاد و بيان مشكلات براي هدايت به راه راست دعوت مي‌كرد.

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 6 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

اینم یه شعر از خودم واسه زیبا و رضا

 

بهر تو ای زیبای من جان دادم به پاس دوستی

دشمنی ها کردی با من در لباس دوستی

لاله دیدم روی زیبای تو امد به یادم

شعله دیدم سر کشی های تو و امد به یادم

همه چیزم در این دنیا تو بودی

از چه قانون جفا پیشه نمودی

کبوتر امید من

رفتی و شکستی عهد خویش

پر زدی از کنار من

اتش زدی به جان من

سوختم و خاکستر شدم

اما بدان

هرگز خاموش و خاکستر نشود

شعله عشق تو در وجودم

زیبای من

دوست دارم عاشقتم


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 6 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

مرگ عشق

مي رسد روزي كه روزها ، بي من سر كني
  
مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني
  
مي رسد روزي كه روزها، بي من، كنار قبر من
  
شعرهاي كهنه ام را مو به مو از بر كني
      


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 6 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

جمله ی من عاشقم اين روزا تکراری شده

جمله ی من عاشقم این روزا تکراری شده

 

یه بهونه واسه ی گذار بیکاری شده

 

عاشقی گمشده و عشق دیگه اون هویت قدیمو نداره

 

فکر نکن که عاشقی یک لحظه خیره شدنه

 

روز و شب نالیدنه ، زود یا دیر خوابیدنه

 

رنگ و زیبایی ملاک عشق نیست

 

عشقی که از رنگ و زیبایی بیاد اون عشق نیست

 

یه نسیم گذرونه

 

عاشقی سوز درونه

 

عشق مثه پر پروانه لطیفه

 

مثه شبنم پر پاکی

 

مثه دریا یی وسیعه

 

خیلیا فکر می کنند عاشقی

 

گفتن جمله ی دوستت دارمه

 

هر کی رو دیدن که آب و رنگ داره

 

 

زود میگن اون خودش

 

اون یارمه ،دل دارمه

 

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

یادته گفتی بهم

 

تا شقایق زندست زندگی باید کرد

 

نیستی سهراب ببینی که شقایق هم مرد

 

دیگه با چی کسی و دل خوش کرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 6 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

اقوام ايرانی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1384ساعت 4 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

سرگرمی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1384ساعت 4 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

نقاشی و سايتهای هنری

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1384ساعت 4 قبل از ظهر  توسط رسول  |